ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
136
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
بودست ، مملكت يسطيناس [ 1 ] سى و نه سال بودست ، كنيسهء روحا [ 2 ] او كرد . مملكت خواهرزادهاش يوسطينس سيزده سال بودست ، ملكت طبارتيس [ 3 ] چهار سال بودست ، آنست كه كوشكها [ ء ] عظيم كردست و نشستنگاهها كه هر جائى [ 4 ] از آن درزر افكند ، و بعضى را سيم ، و بعضى را مس ، و عجايبتر بناها . مملكت موريقيس [ 5 ] بيست سال بودست ، آنست كه مارك عجم شهرها ازو بستدند ، و بر آخر خسرو پرويز از وى ياورى خواست ، و سپاه فرستادش تا بهرام چوبينه را هزيمت كرد و دختر خويش مريم را بخسرو داد . مملكت بوفاس [ 6 ] گويند هشت سال بودست . ( 88 - ب ) و برين موريقيس خروج كرد ، و او را بكشت ، و پادشاهى فراز گرفت ، پس آن بود كه خسرو پرويز سپاه فرستاد بروم ، بكينه خواستن ، با سپهبد شهر ايراز ، [ 7 ] و آن خود گفته شود ، پس مردى برخاست با جمعى بسيار ، هرقل نام و نصرت كرد بكسرى ، و فوقاس [ 8 ] را بكشت . ملكت هرقل و پسرش سى و يك سال بودست ، آنست كه در عهد پيغامبر بود ، عليه السلام و آن رسولان كه به اطراف فرستاد ، يكى پيش هرقل بود ، و از نهان مسلمان گشت ، و چون پادشاه شد ، در عهد اردشير بن شيرويه بعمارت بيت المقدس مشغول شد ، پس عرب اندر شام آمدند ، و روميان نيز بشام نرسيدند [ 9 ] ، و جملت ايشان هفده تن بودهاند در سيصد و پنج سال و اللّه اعلم فصل از كتاب وكيع القاضى از عهد هرقل كه در تاريخ حمزهء اصفهانى مثبت است ، حمزهء الاصفهانى گويد كه وكيع قاضى كتابى نهاده است در تاريخ ملوك روم تا به سال سيصد و يك [ 10 ] شرح نوشته است ، و گفته [ 11 ] كه تفاوتست ميان هر دو ،
--> [ ( 1 ) ] حمزه : يوسطنيانس . . بانى كنيسة الرّها العجيبة البناء ( ص 51 ) [ ( 2 ) ] حمزه : الرّها [ ( 3 ) ] حمزه . طبارنيس . [ ( 4 ) ] هر جانبى هم خوانده مىشود . [ ( 5 ) ] حمزه : موريقس . [ ( 6 ) ] حمزه : فوقاس [ ( 7 ) ] ص : شهر براز - حمزه : شهر يزاد ( ر ك ص 38 - 97 ) [ ( 8 ) ] فوقاس [ ( 9 ) ] نيز بشام نرسيدند يعنى ديگر بشام دست نيافتند ، و اين طريق استعمال لفظ ( نيز ) در قديم متداول بوده است [ ( 10 ) ] حمزه : من ابتداء ملك قسطنطين الى سنه 31 من الهجره ( ص 48 ) [ ( 11 ) ] قائل حمزهء اصفهانى است كه گويد : فبين ما احكيه . . . من هذا الباب و بين ما حكا وكيع القاضي خلاف كثير . . . الخ ( ص 54 )